فلسفه تعلیم و تربیت در امور تربیتی: از نظریه‌های کلاسیک تا رویکردهای نوین
کد مقاله : 1723-NCEEA3 (R1)
نویسندگان
احسان رجائی *1، حسین لطیفی‌پور2، ادریس شاقوزایی3، مهدی خوش‌آهنگ4
1دانشجوی کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3کارشناسی ریاضیات و کاربردها، دانشگاه زابل، زابل، ایران
4کارشناسی ارشد الهیات گرایش قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
چکیده مقاله
این مقاله به بررسی تکامل فلسفه آموزش و پرورش از گذشته تا به اکنون پرداخته و نقش رویکردهای نوین در طراحی سیستم‌های آموزشی مدرن را تحلیل می‌کند. با استفاده از روش پژوهش کتابخانه‌ای-تحلیلی، داده‌ها از منابع معتبر جمع‌آوری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهند که فلسفه آموزش و پرورش همواره در تعامل با تحولات اجتماعی، علمی و فناورانه بوده است. نظریه‌های کلاسیک مانند ایده‌آلیسم و رئالیسم بر انتقال دانش و پرورش شخصیت اخلاقی تأکید داشتند، در حالی که رویکردهای مدرن مانند ساختارگرایی و تربیت انتقادی بر یادگیری دانش‌آموزمحور، مشارکت فعال و عدالت اجتماعی تمرکز می‌کنند. چالش‌هایی مانند مقاومت در برابر تغییر، کمبود منابع و کمبود تخصص در اجرای رویکردهای نوین وجود دارد، اما فرصت‌هایی نیز از جمله استفاده از فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی و سیستم‌های یادگیری تطبیقی برای بهبود کیفیت آموزش وجود دارد. نتیجه‌گیری کلی این است که ادغام نظریه‌های کلاسیک و رویکردهای مدرن می‌تواند به ایجاد سیستم‌های آموزشی انعطاف‌پذیر، پاسخگو و فراگیر کمک کند که بهتر بتوانند به نیازهای متنوع دانش‌آموزان و جامعه پاسخ دهند.
کلیدواژه ها
فلسفه آموزش و پرورش، نظریه‌های کلاسیک، رویکردهای مدرن، فناوری‌های نوین، عدالت اجتماعی.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر