نظریههای روانشناسی کاربردی در طراحی برنامههای تربیتی برای کودکان دیرآموز |
کد مقاله : 1377-NCEEA3 (R5) |
نویسندگان |
حسین صالحی زاده *1، حمید مرتضوی2 1دانشگاه فرهنگیان یزد 2دانشگاه فرهنگیان |
چکیده مقاله |
این مقاله به بررسی کاربرد نظریههای روانشناسی در امور تربیتی کودکان دیرآموز و تأثیر آنها بر فرآیند آموزش و پرورش این دسته از دانشآموزان میپردازد. کودکان دیرآموز بهدلیل ویژگیهای خاص شناختی، عاطفی و اجتماعی نیازمند روشهای تربیتی خاص هستند که متناسب با توانمندیهای فردی آنان طراحی شده باشد. این پژوهش بر پایۀ پنج نظریۀ عمدۀ روانشناسی، شامل نظریۀ هوشهای چندگانۀ گاردنر، نظریۀ منطقۀ مجاور رشد ویگوتسکی، نظریۀ نیازهای اساسی مزلو، نظریۀ رفتارگرایی اسکینر و نظریۀ رشد اخلاقی کلبرگ، به تحلیل و بررسی راهکارهای عملی در امور تربیتی کودکان دیرآموز و مقایسۀ این نظریهها با اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش کشور پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که این نظریهها با ارائۀ چارچوبها و مدلهای اجرایی مناسب میتوانند به طراحی برنامههای تربیتی دانشآموزان بهویژه کودکان دیرآموز کمک کنند که منجر به تقویت توانمندیهای شناختی، اجتماعی و عاطفی این کودکان شود. برای مثال، استفاده از نظریۀ هوشهای چندگانه باعث شناسایی استعدادهای مختلف کودکان و طراحی فعالیتهایی متناسب با آنها میشود. همچنین، نظریۀ منطقۀ مجاور رشد با تأکید بر یادگیری در تعاملات گروهی و پشتیبانی هدفمند، به بهبود مهارتهای اجتماعی و تعاملات گروهی کودکان دیرآموز کمک میکند. علاوه بر این، کاربرد نظریۀ نیازهای اساسی مزلو در ایجاد محیطی امن و حمایتکننده، تأثیر مثبتی بر عزتنفس و انگیزۀ یادگیری این کودکان دارد. |
کلیدواژه ها |
کودکان دیرآموز، نظریههای روانشناسی، هوشهای چندگانه، نیازهای اساسی مزلو، رشد اخلاقی کلبرگ. |
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر |